اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


log
گناه نکنیم تا بیاید
نویسنده : منتظر (جمعه 1393/01/22) موضوع: جمـــــلات زیبــــــا ، دلنوشته های فــــــراق ، نگارستان گل نرگس ،

میدونی چرا میگن شاید این جمعه بیاید شاید...؟

چون خودمونم میدونیم که کارامون باعث تاخیر در ظهور آقا شده...

بیاین برا یه بار هم که شده موانع ظهور رو برطرف کنیم

روزی یه دونه گناه از خودمون کم کنیم!

 

اون موقع میتونیم بگیم حتما این جمعه میاید حتما...






اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: دلنوشته ، جملات زیبا ،

نظرات: ()

جمعه های سرگردان
نویسنده : منتظر (جمعه 1392/07/12) موضوع: اشـعار مهـــدویت ، دلنوشته های فــــــراق ، نگارستان گل نرگس ،

سالها در به درند

جمعه ها سرگردان ...

من و شب منتظریم

و تو فانوس ترین حادثه ای ...

*********

مهدی جان !


ای کاش که یک دانه ی تسبیح تو باشم

تا دست کشی بر سر سودا زده ی من ...

اللهم عجل لولیک الفر ج






اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: اشعار مهدویت ، عشق و انتظار ، جمعه ، دلنوشته ،

نظرات: ()

ببخش ما را به مهدی (عج)
نویسنده : منتظر (چهارشنبه 1392/06/20) موضوع: دلنوشته های فــــــراق ، نگارستان گل نرگس ،

خدایا ما را ببخش...

به صبر مهدی ات... ما را ببخش

او از ما دید، آنچه را که ... نباید می‌دید و صبر کرد...

خدایا ما را به مهدی مهربان و صبورت ببخش...

و از مابقی دوران تاریک و سنگی غیبتش بکاه...

چشم ما را به روی ماه نورانی اش روشن نما...

یا کریم...

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج






اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: دلنوشته ، مناجات ،

نظرات: ()

ساده گرفتیم آمدنت را !
نویسنده : منتظر (جمعه 1392/02/6) موضوع: دلنوشته های فــــــراق ، اشـعار مهـــدویت ، نگارستان گل نرگس ،

ما ساده گرفتیم آمدنت را....

ما ساده گرفته ایم آمدنت را...

ما همین به ظاهر شیعیان تو

 ساده گرفته ایم آمدنت را

و همینطور ساده گرفته ایم انتظار آمدنت را

والا چرا این همه سرد،چرا این همه ساده؟

تو نرفته ای که بازگردی..این مائیم که باید برگردیم...

برگردیم از این همه تغافل و گناه...

خاموشیم، سکوت می کنیم که نه،لالـــیــم

کران و کورانیم ،گنگیم که تمسک سکوت طوفانی علی(ع) را به خیال خام می بریم

سال هاست فریادهامان را با دست خود در گلو خشکاندیم

غریب ماندن را هم شاید راه و رسمی است که باید آموخت

اما چرا این همه درد و دریغِ دروغ؟

هنوز طلوع خورشید را ندیده ایم،چرا غروب؟

یابن الحسن! ببخش این تجاهل و تغافل را....




11 300x225 دیدگاه انجمن حجتیه راجع به ولایت فقیه چیست ؟





اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: دلنوشته ، شعر ، عکس مهدویت ،

نظرات: ()

هنوز منتظرم ...
نویسنده : منتظر (چهارشنبه 1391/12/9)

 

دلم تنگ است

دلم از هجر مولا بد شکسته ست

چرا اینهمه آه و صدایم

به صدایش نرسیدست؟

نکند بار گناهم به قدریست

که نمیبینم که هنوزم که هنوز است

مولای من منتظرم هست

نکند کوله ی راهم هیچ ندارد

که کند همرهیم تا که رسم وادی معشوق؟

چرا تا به الآن مانده ام اینجا ... ؟

سوالیست که با ذهن پر از خستگی ام سر جنگ دارد

بگوی مولا

بگو تا کی در این زندان غم باشم هراسان؟

و چرا هیچ کسی نیست در این غم متأمل؟!

و چرا هیچ کسی منتظر یار ننشسته است؟

و چرا اینهمه عهد شکستیم؟

و چرا اینهمه مشتاق وصال و بابای زمانم نیامد؟؟؟؟؟

و چراهای فراوان دگر ...

من هنوز میمانم

اشک هایم جاده های انتظارش را آب پاشی میکند

تا که چون آید او

خاک آن جاده ی پرگنه ام

مایه ی رنج عزیزم نشود

و هنوز منتظریم ...






اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: دلنوشته مذهبی ، دلنوشته ، دلنوشته مهدویت ، عکس ، تصویر ، عکس مذهبی ،

نظرات: ()

سخنی با دلم
نویسنده : منتظر (جمعه 1391/12/4)

ای دل از انتظار چه گویم!

ای دل! به تمنای کدا مین نیاز اینگونه محزونی! نکنه افسون نگاه یار،تو رو اینگونه از خود بیخود کرده اما دیگه محزون نباش که رهسپار دیار یار شدی.تو میگی و او خواهد شنید تو می گریی و او خواهد دید. پس بگو حرف های تنهایی ات را بگو نا گفته های روحت را. بگو و عقده دل بگشا بگو و رها شو از این بغض نفس گیر بگو تا اروم بشی .

ای دل !باز که آسمون چشمت بارونی شده،باز که دیوارهای تنهایی ات ترک بر داشته .چقدر شکسته و محزونی؟ مگه نگفتی وقتی پا به سر زمین یار گذاشتی گره دلتنگی می گشایی مگه نگفتی غم هایت بیشمار است پس چی شد ؟که تنها سبد عطر گل های نر گس را طلب می کنی.

ای دل! چرا گله مندی؟ می گی عمریست مولا را ندیدم  میگی  سر شار اندوه جدایی هستم، میگی هر بار ندبه خوان شدم ،صدای ناله باد وضجه برگ در ختان را شنیدم اما یار رو ندیدم.

به یاد این شعر افتادم:گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهم   گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم

ای دل !دیگه غمگین مباش سجاده نیازت را بگشا و از ریسمان دعا به آسمان اجابت واصل شو ،دستانت را رو به آسمان خدا به پرواز در اور وبخوان سوره (والعصر) را خدا را به امام عصر قسم ده و به نماز بایست وصد بار بگو(ایاک نعبد)تا گوش جهانیان از شعار توحید تو پر شود و صد بار بگو(ایاک نستعین)تا همه وهمه بفهمند فقط از خدا مدد خواهیم گرفت.

ای دل!غمگین مباش که خدا وعده ظهورش را به جهانیان داده است او خواهد امد و جهان را به قدوم مبارکش متبرک می سازد.

ای دل!چشمها را باید شست دلها را باید صاف کرد باید منتظر لایق و واقعی شد وسپس به انتظار نشست.

ای دل !بیا باز هم صدایش کنیم بگوییم مولای من ،ای عزیز تر از جان (بابی انت وامی)بر ما منت گذار بیا و آرامش بخش دل های بیقرار باش. بیا که دیگر هیچ چیز سا مان نخواهد یافت مگر با دستان ید اللهی تو.



نقل از کلوب / امام رضا (ع)





اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: دلنوشته مذهبی ، دلنوشته ،

نظرات: ()

تنهای اول !
نویسنده : منتظر (جمعه 1391/10/29)





اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: دلنوشته ،

نظرات: ()


ابزار هدایت به بالای صفحه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic