تبلیغات
یـــاد یـــار مــــهربـــان - مطالب دلگدازه های من

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


log
العجل العجل
نویسنده : منتظر (جمعه 1394/03/15) موضوع: دلنوشته های فــــــراق ، دلگدازه های من ،

افسران - جمکران ... هم اکنون

سلام آقا ...

فدای تو ...

غصه ی من ، غمای تو ...

سلامی از دلی خراب ...
سلامی از دلی ویران، در گوشه ی صحنی آباد...

دل اگر دل باشد ، صاحبش جز تو کسی نیست...
دل اگر دل باشد ، کلید قفل درش دست کسی نیست ...
دل اگر بندِ تو باشد ، دگر آزاده ی کَس نیست ...
دل اگر بهر تو باشد ، دگر این راه و رهَش نیست ...

گفته اند عبدی ، صباحاً و مساءً عبودیت میکرد و دیدن رویت را آرزو ...
اما شما به دیدار کفاشی رفتید که در کنج ویرانه ای کار خلق الله روبراه میکرد ...
اما دلش برای شما بود...

وصال شما با چله حاصل نشود...
دل اگر دل باشد ، شما خود، به زیارتش می آیید...

یا محمدُ یا علی...
یا علیُ یا محمد ...
اکفیانی ... فانکما کافیان
وانصرانی .... فانکما ناصران

العجل العجل، یاصاحب الزمان




اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: دلنوشته مهدویت ، عشق و انتظار ،

نظرات: ()

التماست میکنم بیا ...
نویسنده : منتظر (جمعه 1392/06/22) موضوع: دلنوشته های فــــــراق ، دلگدازه های من ، نگارستان گل نرگس ،

جمعه که میشود دلم بهانه آمدنت را میگیرد...

راستش جمعه بین امیدواری و ناامیدی گرفتار میشوم ...

خوبان گفته اند جمعه می آیی

اما خیلی از جمعه ها رفت و نیامدی ...

کار ما از یعقوب بودن هم گذشته ...

مولا جان . ما که دستمان به آسمان نمیرسد

خودت برایمان دست به دعا بردار

بگو خدایا ! اگر از دوری من تا حالا نمرده اند

چون معرفت ندارند و الا هر لحظه غیبت من از مرگ تلختر است...

مولا . ادبیاتش را ندارم . فقط بهر زبانی که خودت می پسندی

التماست میکنم بیا ...

اللهم عجل فرجه و ارنا طلعته





اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: دلنوشته مهدویت ، جمعه ،

نظرات: ()


ابزار هدایت به بالای صفحه