اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


log
اوضاع شام (سوریه) قبل از خروج سفیانی
نویسنده : منتظر (دوشنبه 1396/04/19) موضوع: آیـات و روایـات مـهدویت ، مقالات و مباحث علمی ، داســتانــها و حــکایـات ، نگارستان گل نرگس ،

 

ضمن تشکر از حضورتان پیشنهاد می گردد بمنظور تحقیق جامع تر و کاملتر بحث ، مقاله بعدی را که در واقع ادامه همین مقاله بوده و به بررسی اوضاع سوریه ( شام ) بعد از خروج سفیانی می پردازد مطالعه فرمایید .




بدون تردید، برای خروج سفیانی از منطقه شام و سوریه، سال دقیق و مشخصی را نمی­توان تعیین کرد؛ چرا که به دلیل پیوستگی این حادثه با ظهور امام مهدی علیه‌ السلام، تعیین زمان برای خروج سفیانی از سوریه، به تعیین وقت برای ظهور امام مهدی علیه ‌السلام خواهد انجامید.

نشانه‌های ظهور از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین بخش‌های معارف مهدوی است. اختصاص بخش عمده‌ای از روایات مهدویت به این موضوع، بهترین گواه بر این مسئله است. این جذابیت از سویی باعث افزایش اقبال عمومی به این مسئله و در نتیجه اصل اندیشه مهدویت می‌شود، اما از سوی دیگر، افزون بر ایجاد زمینه مناسب برای ورود خرافات، طمع شیادان را برای جعل و تحریف روایات را، دو چندان می‌کند. از این‌رو، نظر به فقدان پژوهش‌های مستند در این زمینه، شایسته است با انجام تحقیقات مبتنی بر اصول و قواعد فهم حدیث و با جداسازی احادیث صحیح از ضعیف و مطالب مستند از غیرمستند، علاوه بر پالایش معارف مهدویت از خرافات، زمینه‌های سوءاستفاده از این موضوع نیز، از میان برداشته شود.

اکنون به فاصله بین سفیانی در سوریه تا قیام امام عصر از مکه و نیز فرق بین ظهور، قیام و خروج امام عصر، پرداخته خواهد شد. و دیدگاه های مختلف، نقد و بررسی می شود. در ضمن این مباحث، حوادث سوریه قبل از خروج سفیانی نیز ذکر خواهد شد.



ادامه مطلب


اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: مقالات مهدویت ، احادیث مهدویت ،

نظرات: ()

میخواهم امام زمان را ببینم !
نویسنده : منتظر (سه شنبه 1392/12/27) موضوع: داســتانــها و حــکایـات ، سخنـان بــــزرگـان ، جمـــــلات زیبــــــا ، نگارستان گل نرگس ،


شاگردی از استـادش پرسیــد :

استــاد ، چکار کنم خواب امـام زمــان ارواحنافداه را ببینــم ؟

استــاد گفت : شب یــک غذای شور بخور ، آب نخور و بخواب !

شاگرد دستــور استــاد را اجرا کــرد و بــرگشت.

شاگرد : استــاد ، دیشب دائم خواب آب را می دیــدم.

خواب دیــدم بــر لب چاهی دارم آب می نوشم ، کنار نهر آبــی

در حال خوردن آب هستم،در ساحل رودخانــه ای مشغولِ . . . !

استــاد فرمـود : تشنــه آب بــودی خواب آب دیــدی

تشنــه امـام زمــان بشو تا خواب امـام را ببینــی . .





اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: داستان ، عشق و انتظار ،

نظرات: ()

زیارت عاشورا بخوان
نویسنده : منتظر (جمعه 1392/08/17) موضوع: سخنـان بــــزرگـان ، داســتانــها و حــکایـات ، نگارستان گل نرگس ،

ماجرای تشرف سیّد احمد رشتى

سفارش امام‌ زمان(ع)‏ به نماز و زیارت‌عاشورا


حکایت سیّد احمد رشتى و تشرّفش خدمت امام زمان(ع) از حکایات معروف و مورد اطمینان علماء مى‏باشد و مرحوم شیخ عبّاس قمى‏ قدس سره نیز آن را در مفاتیح‏ الجنان نقل نموده، و ما در اینجا این تشرّف را از کتاب عبقرىّ الحسان آورده ‏ایم که در آنجا بعد از ذکر تعداد زیادى از راویان موثّق این حکایت را از قول خود سیّد احمد رشتى به این صورت بیان مى‏کند:سیّدگفت: من‏ درسال‏ هزار و 280 به قصد حجّ بیت اللّه‏ الحرام از رشت به تبریز آمدم و در خانه حاجى صفر على تاجر تبریزى منزل کردم، چون قافله‏ اى براى حجّ نیافتم متحیّر مانده بودم، تا اینکه حاجى جبّار جلو دار سده ى اصفهانى بار برداشت به قصد طبروزن من نیز از او حیوانى کرایه کردم و با او همراه شدم، چون به منزل اوّل رسیدیم سه نفر دیگر با ما همراه شدند، و آنها عبارت بودند از:

حاجى ملاّباقر تبریزى حجّه فروش، حاجى سیّدحسن تاجر تبریزى و حاجى على نامى که خدمت مى‏کرد، پس به اتّفاق روانه شدیم تا رسیدیم به ارزنةالرّوم و از آنجا به طربوزن، در یکى از منازل بین این دو شهر حاجى جبّار جلودار نزد ما آمد و گفت: این منزلى که فردا در پیش داریم بسیار مخوف و وحشتناک است، امشب کمى زودتر بار کُنید تا همراه قافله‏ هاى دیگر باشید، پس ما تقریباً دو ساعت و نیم یا سه ساعت به صبح مانده به اتّفاق حرکت کردیم، به اندازه نیم تا سه ربع فرسخ از منزل خود دور شده بودیم که هوا تاریک شد و برف سنگینى شروع به باریدن کرد و به همین علّت هر کدام از رفقا سر خود را پوشانیدند و مرکب خود را تند راندند، من نیز هرچه کردم که با آنها بروم ممکن نشد، تا اینکه آنها رفتند و من تنها ماندم و آنها را گُم کردم، از اسب خود پیاده شدم و در کنار جاده نشستم، بسیار مضطرب و نگران بودم، چون قریب 600 تومان براى مخارجم همراه داشتم، بعد از تأمّل و تفکّر زیاد تصمیم گرفتم که در همین مکان بمانم تا صبح شود و سپس یا به منزل قبلى برگردم و یا از آنجا چند محافظ اجیر کنم و به قافله ملحق شوم.

در این فکر بودم که ناگاه دیدم در مقابلم باغى است و در آن باغ باغبانى بیلى در دست دارد که با آن به درختان مى‏زند تا برف هاى درختان بریزد، سپس او پیش آمد و با کمى فاصله ایستاد و به من فرمود:

تو کیستى؟ عرض کردم: رفقایم رفته‏ اند و من مانده‏ ام و راه را گم کرده‏ ام،
به زبان فارسى به من فرمود: نافله (نمازشب) بخوان تا راه را پیدا کنى، من مشغول خواندن نافله شدم، پس از فارغ شدن از نافله و تهجّد بار دیگر آمد و فرمود: نرفتى؟

گفتم: واللّه راه را نمى‏دانم، فرمود: جامعه بخوان تا راه را پیدا کنى، (سیّد احمد رشتى گوید من زیارت جامعه را حفظ نبودم و هنوز هم حفظ نیستم) امّا با دستور ایشان از جاى برخاستم و تمام جامعه را از حفظ خواندم، وقتى تمام شد بار دیگر آمد و فرمود: نرفتى؟
من بى‏ اختیار شروع کردم به گریه کردن و گفتم آرى هنوز نرفته ‏ام، راه را بلد نیستم، فرمود: عاشورا را بخوان. (و من زیارت عاشورا را نیز حفظ نبودم و تاکنون نیز حفظ نیستم) امّا بلند شدم و از حفظ مشغول خواندن زیارت عاشورا و علقمه شدم، بار دیگر آمد و فرمود: نرفتى، هستى،
گفتم: نه نرفتم، تا اینکه صبح شد، فرمود: اکنون تو را به قافله مى‏رسانم، و سپس رفت و اُلاغى آورد و سوار شد و بیل خود را به دوش گرفت و فرمود: پشت سر من بر اُلاغ من سوار شو (و عنان اسبت را بگیر تا همراه ما بیاید)

من سوار شدم و عنان اسبم را کشیدم امّا اسب حرکت نمى‏ کرد، فرمود عنان را به من بده، سپس بیل را به دوش چپ گذاشت و عنان اسب را با دست راست گرفت، اسب کاملاً رام شد و حرکت کرد، همانطور که سوار بر اُلاغ بودیم دستش را به زانوى من گذاشت و فرمود: شما چرا نافله نمى‏ خوانید؟، نافله نافله نافله، و سه مرتبه این سخن را تکرار فرمود.

و بار دیگر فرمود: شما چرا عاشورا نمى‏خوانید؟ عاشورا عاشورا عاشورا و این سخن را نیز سه مرتبه تکرار فرمود،

و بعد از آن فرمود: شما چرا جامعه نمى‏خوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه

ناگاه برگشت و فرمود: این هم رفقایت، دیدم آنها بر لب نهر آبى فرود آمده بودند و مشغول وضو ساختن براى نماز صبح بودند، من از اُلاغ پائین آمدم و خواستم سوار بر اسب شوم نتوانستم، پس آن جناب پیاده شد و مرا بر اسب سوار نمود و سر اسب را به طرف رفقایم (و پشت به خودش) برگردانید، من در این حال به فکر افتادم که این شخص چه کسى بود که به زبان فارسى صحبت مى‏کرد؟ درحالى که در این نواحى زبانى جُز ترکى و مذهبى جز مسیحى غالباً وجود ندارد، و چگونه با این سرعت مرا به رفقایم رسانید؟ پس چون برگشتم و پشت سرم را نگاه کردم احدى را ندیدم و اثرى از او پیدا نبود.





اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: داستان های مهدویت ،

نظرات: ()

خواب امید بخش
نویسنده : منتظر (دوشنبه 1392/05/21) موضوع: داســتانــها و حــکایـات ،

خواب زن عربستانی درباره ظهور





حدود یک هفته پیش کیلیپی در سایت های اجتماعی و فضای مجازی عربستان

سعودی منتشر شد که در آن یک زن سعودی در حال تعریف کردن خواب عجیب خود بود.

این زن عربستانی که "أم ساره” نامیده شده و گفته می شود


ساکن مناطق شرق این کشور است، در این کیلیپ می گوید:

در خواب یک خورشید و دو ماه دیدم که "عبدالباسط” و "القادر” نام داشتند.

در بخش دیگر این کیلیپ تصویر "عبدالرحمن العنزی” تعبیر کننده

خواب در عربستان که از شهرت فراوانی در این زمینه در جهان عرب

برخوردار است، دیده می شود که خواب این زن را تعبیر می کند.

وی در این باره می گوید: تعبیر و تفسیر خواب "أم ساره” به

این معنی است که آخرالزمان و ظهور مهدی منتظر، نزدیک است.

در همین راستا برخی رسانه های سعودی با پرداختن به این کیلیپ

اعلام کردند که انتشار آن به قدری گسترده بوده که تقریبا در

یک هفته گذشته بیش از یک میلیون بازدید کننده داشته است.

"أبو مجاهد البراق” دیگر تعبیر کننده خواب ها در عربستان،‌ نیز در این باره گفت:‌

اظهارات "أم ساره” را شنیدم و منطقی به نظر می رسد. به نظر بنده

"خورشید” در این خواب به معنی جایگاه خلافت اسلامی است و

دو ماهی که او در خواب دیده به منزله قرآن و سنت (یا به تعبیر دیگر عترت)

بوده است. این به معنی آن است که امام آخرالزمان که مهدی

منتظر نام دارد قرار است در آینده نزدیک ظهور کند تا با قرآن

به خلافت اسلامی برسد. احادیث موجود در کتب حدیث نیز این مسأله را تأیید می کند.

وی در ادامه گفت:‌ او بعد از ظهور زیر پرچم "لا إله إلا الله” عدل، امنیت

و مساوات را بین مردم بر پا می کند و از این طریق خواهد توانست

که همه دیکتاتوران جهان را از بین ببرد و بر سراسر جهان مسلط شود و

حکومت کند. او پاک و منزه است زیرا خداوند در قرآن فرموده

"و طهرهم تطهیرا”. در روایات نیز چنین آمده است.


اللهم عجل لولیک الفرج  





اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: عشق و انتظار ، اخبار ،

نظرات: ()

گلایه امام زمان از غفلت شیعیان
نویسنده : منتظر (جمعه 1392/04/21) موضوع: سخنـان بــــزرگـان ، داســتانــها و حــکایـات ، نگارستان گل نرگس ،

مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) فرمود که یک روز در ایام تحصیل در نجف اشرف ، پس از اقامه نماز پشت سر آیت الله مد نی (ره) ، دیدم ایشان شدیدا گریه می کنند و شانه هایشان از شدت گریه تکان می خورد؛ رفتم پیش آیت الله مدنی و گفتم : ببخشید ، اتفاقی افتاده که اینطور شما به گریه افتادید ؟ ایشان فرمودند:

یک لحظه ، امام زمان (عج) را دیدم که به پشت سر من اشاره نمودند و فرمودند : (( آقای مد نی ! نگاه کن ! شیعیان من بعد از نماز ، سریع می روند دنبال کار خودشان و هیچکدام برای فرج من دعا نمی کنند . انگار نه انگار که امام زما نشان غایب است!)) و من از گلایه امام زمان به گریه افتادم.





اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: داستان ،

نظرات: ()

یار آشنا
نویسنده : منتظر (یکشنبه 1392/02/22) موضوع: داســتانــها و حــکایـات ، دلنوشته های فــــــراق ،


باید که دمی غافل از آن ماه نباشیم

شاید که نطر کند و آگـــــاه نباشیم

جوان گفت: زیارت بخوانید..

پیرمرد گفت: سواد ندارم..

جوان شروع کرد به خواندن.. سلام داد به معصومین تا امام عسکری (ع)..

جوان پرسید: امام زمانتان را می شناسید؟

پیرمرد جواب داد: چرا نشناسم؟!

جوان گفت: پس سلام کنید..

پیرمرد مرد دستش را روی سینه اش گذاشت و گفت:

«السلام علیک یا حجه بن الحسن العسکری»

جوان با لبخندی مهربانانه گفت:

« و علیک السلام و رحمه الله و برکاته»...




اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: یاد یار مهربان ، حکایات ، دلنوشته مهدویت ،

نظرات: ()

توصیه امام زمان (عج ) به فراگیری زبانهای خارجی
نویسنده : منتظر (چهارشنبه 1392/02/4) موضوع: مقالات و مباحث علمی ، آیـات و روایـات مـهدویت ، سخنـان بــــزرگـان ، داســتانــها و حــکایـات ،


به تحقیق یكی از بزرگترین نعمت هایی كه خداوند متعال به هر انسانی عنایت كرده است ،نعمت یادگیری یك زبان خاص و صحبت كردن توسط آن است و این فرآیند شگفت انگیز یكی از زیباترین مراحل خلقت انسان است كه چگونه نوزادی بدون گذراندن  هیچ دوره آموزشی و تنها بعد از چند ماه گوش دادن به محیط اطراف خود ، آغاز به گفتن كلمات شكسته و سپس كلمات كامل و بعد از حدود سه سال قادر به صحبت كردن مانند یك انسان بالغ خواهد بود .


دنیا

منبع : کلوب / کلوب امام رضا


خداوند متعال یكی از آیات و نشانه های خود در عالم هستی را همین اختلاف زبان های انسان ها با یكدیگر بیان می كند و می فرماید:

(وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِلْعالِمینَ : و از نشانه‏هاى [قدرت‏] او آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف زبانهاى شما و رنگهاى شماست. قطعاً در این [امر نیز] براى دانشوران نشانه‏هایى است.)( الروم :  22)

اهمیت زبان به قدری است كه خداوند متعال آن را نشان ای مهم در راستای خلقت آسمان ها و زمین بیان می كند و در نهایت اختلاف زبان  در میان انسان ها را نشانه ای محسوب می كند كه دانشوران می توانند از آن آگاه شوند و به عظمت آن پی ببرند.

مسئله اختلاف زبان ها در جامعه بشری امری است كه خداوند متعال برای تبلیغ ادیان الهی به آن توجه ویژه داشته و همواره پیام آوران خود را با زبان آن جامعه خاص مبعوث به رسالت می كرده است، چرا كه آشنایی و تسلط به لغت و زبان یك جامعه در كنار سائر عوامل  می تواند نقش بسیار مهمی در تاثیر پذیری آنان ایفا كند و به همین جهت این مسئله به عنوان یك سنت الهی در قرآن مجید به تصویر كشیده شده است كه همواره پیامبران به زبان جامعه خود به بهترین شكل تسط داشتند :

(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَكیمُ :و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم، تا [حقایق را] براى آنان بیان كند. پس خدا هر كه را بخواهد بى‏راه مى‏گذارد و هر كه را بخواهد هدایت مى‏كند، و اوست ارجمند حكیم.)( إبراهیم :  4)

تسلط به زبان جامعه هدف و فصاحت و توانایی در گفتگو توسط آن زبان چنان از اهمیت خاصی برخودار است كه حضرت موسی علیه السلام عدم فصاحت خود را به عنوان یكی از مشكلات خود در راستای ارتباط با فرعونیان بیان می كند و از خداوند متعال درخواست می كند كه برادرش هارون كه با فصاحت تمام قادر به گفتگو است را به او همراه كند :

(وَ أَخی‏ هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعی‏ رِدْءاً یُصَدِّقُنی‏ إِنِّی أَخافُ أَنْ یُكَذِّبُونِ : و برادرم هارون از من زبان‏آورتر است، پس او را با من به دستیارى گسیل دار تا مرا تصدیق كند، زیرا مى‏ترسم مرا تكذیب كنند.( القصص :  34)

پیشرفت تكنولوژی و صنعت در قرن بیست و یكم دنیا را تبدیل به یك دهكده بسیار حقیر و كوچك كرده است كه انسان ها به راحتی و در هر ساعتی از شبانه روز می توانند با یكدیگر در ارتباط باشند و افكار و عقاید و علوم خود را با یكدیگر به اشتراك بگذراند و مسلما این فضا بستر مناسبی برای استفاده بهینه در تبلیغ معارف شیعی و قرآنی است ،چرا كه می توان با یادگیری یك زبان خاص انسان های متعددی را با حقائق و معارف ناب قرآن و اهل بیت آشنا  و آنها را از  زلال چشمه وحی سیراب كرد .

اهمیت یادگیری یك زبان خارجی در راستای اهداف الهی و پسندیده را می توان از این حكایت شنیدنی كه حضرت آیت الله خرازی در كتاب روزنه هایی از عالم غیب نقل می كند به خوبی دریافت :

(ایشان از قول یكی از علمای معاصر به نام حجة الاسلام حاج شیخ محمد حسین فاضلی ابرقویی نقل می كند كه فرمودند:

در منا بودم، دیدم شوق دارم از خیمه بیرون بروم، بیرون رفتم گویا به طرف مسجد خیف رفتم، به چادری رسیدم دیدم حضرت در آنجا تشرف دارند و ملل مختلف خدمتشان مشرف می شوند و با هر کدام به زبان خودشان صحبت می فرمایند و با من به زبان فارسی صحبت فرمودند، و فرمودند: این ها تشنه معارف دین هستند، چرا زبان های مختلف را فرا نمی گیرید تا معارف دینی را به آنان برسانید.)( کتاب روزنه هایی از عالم غیب، حضرت آیت الله سید محسن خرازی، ص 39)

این حكایت زیبا كه داستان تشرف یكی از علما را به محضر امام زمان عج اله تعالی فرجه الشریف به تصویر كشیده است، مسئولیت فعالان در عرصه فرهنگی را دو چندان  و اهتمام آنان را به فعالیت های برون مرزی می طلبد ، چرا كه دشمنان قسم خورده دین و به خصوص دشمنان شیعه ،امروزه با به كارگیری این ابزار و تسط به زبان های مختلف و مطرح دنیا  شبانه روز در حال فعالیت بر علیه اسلام و قرآن و مذهب تشیع هستند .

تسلط به زبان جامعه هدف و فصاحت و توانایی در گفتگو توسط آن زبان چنان از اهمیت خاصی برخودار است كه حضرت موسی علیه السلام عدم فصاحت خود را به عنوان یكی از مشكلات خود در راستای ارتباط با فرعونیان بیان می كند و از خداوند متعال درخواست می كند كه برادرش هارون كه با فصاحت تمام قادر به گفتگو است را به او همراه كند

جالب است بدانید كه در راستای این فعالیت های تخریبی و اهمیت مسئله زبان،سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی برای بر طرف كردن مشكلاتی كه با كشور های فارسی زبان و به خصوص ایران دارد تصمیم گرفته است تا آموزش زبان فارسی از همان پایه اول در كلیه مدارس این رژیم تدریس كند و از فارغ التحصیلان در این رشته برای رسیدن به اهداف خود استفاده كنند .(مشرق نیوز)

سخن در اهمیت فراگیری زبان های زنده دنیا خصوصا برای فعالان در عرصه فرهنگ ،فراوان است و هرچقدر در پیرامون آن صحبت شود، به نظر می رسد باز هم كم باشد و به همیج جهت این مقاله را با سخنان امام راحل در مورد یادگیری زبان های رایج دنیا ، توسط دانشجویان و طلاب خاتمه می دهیم :

(پیشتر احتیاج به زبان، زبانهاى خارجى نبود، امروز احتیاج است به این، یعنى جزو برنامه تبلیغات مدارس باید زبان باشد، زبانهاى زنده دنیا، آنهایى که در همه دنیا شایع‏تر است. این باید یکى از چیزهایى باشد که در مدارس دینى ما که مى‏خواهند تبلیغ بکنند، این امروز محل احتیاج است، مثل دیروز نیست که ما صدامان از ایران بیرون نمى‏رفت. امروز ما مى‏توانیم در ایران باشیم و به زبان دیگرى همه جاى دنیا را تبلیغ کنیم، در همه جا مبلغ باشیم، و علاوه بر آن امروز رفتن به همه جاى دنیا یک امر آسان و عادى است که مبلغین ان شاء اللَّه باید تربیت بشوند، و فیضیه و دانشگاه ما باید یک دانشگاه و یک فیضیه باشد براى همه دنیا، تبلیغ براى همه دنیا، براى همه کشورهاى عالم. )(صحیفه نور ،ج 18 ،ص 99)





اشتراک این مطلب در :

كلیدواژه ها: داستان ، مقالات ، مهدویت ،

نظرات: ()


ابزار هدایت به بالای صفحه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic