تبلیغات
یـــاد یـــار مــــهربـــان

یا ایهاالعزیز

افسران - یا ایها العزیز تمام ندارها

برگرد ای توسل شب زنده دارها

پایان بده به گریه ی چشم انتظارها



از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو

حاجت روا شوند هزاران هزارها



یکبار نیز پشت سرت را نگاه کن

دل بسته این پیاده به لطف سوارها



از درد بی حساب فقط داد میزنم

آیا نمیرسند به تو این هوارها



ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن

خیری ندیده ایم از این اختیارها



باید برای دیدن تو "مهزیار" شد

یعنی گذشتن از همگان "محض یار" ها



دیگر برای تو صدقه رد نمیکنم

بیهوده نیست اینکه گره خورده کارها



یکبار هم مسیر دلم سوی تو نبود

اما مسیر تو به من افتاد بارها



شب ها بدون آمدنت صبح می شوند

برگرد ای توسل شب زنده دارها



این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند

یا ایهـــــــا العــــزیز تمـــــــام نــــدارها

شاعر: علی اکبر لطیفیان

تاریخ ارسال : جمعه 1393/06/7 09:53 ق.ظ | نویسنده : منتظر

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر